العلامة المجلسي
211
حياة القلوب ( فارسي )
صنف از براي خدا شريكان قرار دادند در آنچه خدا به ايشان عطا كرده بود ، وشكر نكردند خدا را مانند شكري كه پدر ومادر ايشان كردند « 1 » . ومسعودى كه از علماى شيعه است در كتاب « مروج الذهب » ذكر كرده است كه : چون هابيل كشته شد ، جزع كرد آدم عليه السّلام ، پس خدا به أو وحى كرد كه : من بيرون مىآورم از تو نوري را كه مىخواهم آن را جارى گردانم در صلبهاى پاكيزه واصلهاى شريف ، ومباهات كنم به آن نور با ساير نورها ، وأو را آخر پيغمبران گردانم ، واز براي أو بهترين امامان وخليفهها قرار دهم تا ختم كنم زمان را به مدت دولت ايشان ، وفراگيرم زمين را به دعوت ايشان ، وروشن گردانم زمين را به پيروان ايشان ، پس كمر ببند ومهيّا شو وغسل كن وخدا را به پاكى ياد كن وبا زوجهء خود جماع كن در حالتي كه أو نيز غسل كرده باشد كه امانت من منتقل خواهد شد از شما بسوى فرزندى كه در ميان شما بهم خواهد رسيد . پس آدم با حوّا جماع كرد ودر همان ساعت حوّا حامله شد ، وحسن حوّا زيادة شد ونور از سر تا پايش ساطع شد تا آنكه حضرت شيث عليه السّلام از أو متولد شد با نهايت استواء خلقت واعتدال وغايت حسن وجمال وهيبت ووقار ومجلل به ضياء أنوار با كمال سكينه ومهابت وعظمت وجلال ، پس منتقل شد آن نور از حوّا بسوى أو واز جبين أو ساطع ولامع گرديد ، پس أو را شيث نام كردند . وبعضي گفتهاند : أو را هبة اللّه نام كردند . وچون به سنّ شباب رسيد وبينا ودانا گرديد ، حضرت آدم عليه السّلام اظهار نمود به أو وصيت خود را ، وشناساند به أو محل ومنزلت آن علومى را كه به أو مىسپارد ، واعلام نمود أو را كه حجت خداست بعد از أو وخليفهء خداست در زمين ، وبايد كه ادا كند حق خدا را بسوى وصىّ خود ووصىّ تو كه دومين منتقل شدن ذرّيّت طاهرهء پاكيزه خواهد بود ، يعنى أنوار پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلم واوصياى آن حضرت . پس چون حضرت شيث عليه السّلام وصيت را اخذ نمود ، ضبط كرد وآنچه بايست ، پنهان داشت ، وآدم عليه السّلام در روز جمعه ششم ماه نيسان در همان ساعت كه مخلوق شده بود به
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 196 ؛ احتجاج 2 / 425 .